آنچه در این مقاله می خوانید
دیوان عدالت اداری# نحوه ارایه دادخواست در دیوان عدالت اداری# چه دادخواستهایی را می توان در دیوان عدالت اداری مطرح کرد#دیوان عالی عدالت#چه داد خواستهایی را می توان در دیوان عالی عدالت مطرح کرد# نحوه ارایه دادخواست در دیوان عدالت اداری# آدرس دفتر نمایندگی دیوان عدالت اداری در اراک#مدارک لازم برای ارایه دادخواست در دیوان عدالت اداری#هزینه دادخواست در دیوان عدالت اداری# نحوه بررسی دادخواست در دیوان عدالت اداری:غیر حضوری مگر در موارد خاص# مدت زمان لازم برای بررسی و پاسخ به دادخواست دیوان عدالت اداری: حدود 6 ماه # شرح یک پرونده دادخواست از تعاونی مسکن یکی از مراکز درمانی#############
بخش اول مقدمه:
همان اوایل که متوجه شکایت اوستا بنای ناشی مان البته به وسوسه وصول دیه توسط فرزند معتاد ارشدش شدم به سراغ وکیلی به نام وکیل افشاری انتهای خ محسنی رفتم که می گفتند در زمینه شکواییه های کار و کارگری حرفه ای است و با یک وکیل پول دوست تهرانی کار می کرد
تا صحبت های من و شرح ماجرا را شنید (بر خلاف وکیل تهرانی همکارش که مبلغ کلانی در خواست کرد) گفت آقای حلوایی من از پول حق وکالت بدم نمی آید اما توصیه می کنم پولاتو خرج وکیل نه من نه کسی دیگر نکن چون به اصطلاح بالا بری پایین بیایی دیه رو شاخشه گفتم چرا؟ پاسخ داد من حریف اداره کار اراک نمی شوم و طرف کارگر را می گیرند گفتم کار , بنایی کنتراتی(پیمانی) بوده گفت مگه! نمی گویی مامور کلانتری تو برگ اظهارات اولیه نوشته کارگر عادی کار و تو هم امضا کردی؟ گفتم بله گفت تمام است! احتمال صد در صد مامور آشنا داشتند و به مامور کلانتری سفارش کرده یا کارشناس اداره کار را خریده اند یا غیر ...و خیلی راحت دست رد روی سینه ام گذاشت
اما من مسر بودم خیلی زود تسلیم نشوم و تا می توانم از حق و حقوق خود دفاع کنم و همانطور که قانون حق و حقوقی برای فرد سانحه دیده مشخص کرده کارفرما هم می تواند از حق و حقوق خود دفاع کند!
موقعی که به پیشنهاد واحد مشاوره دادسرای کل کپی از مدارک پرونده گرفتم ! پرده از رازی برداشته شد و آن این بود که کارشناس اولیه اداره کار, کار بنایی کنتراتی(پیمانی) دیوار انبار کشاورزی را برده بود تو قالب و فرمت شرکت پرسکاری و تعداد چند نفر پرسنل و چند میلیون تومان حقوق و این شد که برای پی گیری پرونده تا دیوان عدالت اداری و...پرونده را دنبال کنم
اگر همان اول, کارشناس اداره کار می گفت: آقای حلوایی ما می دانیم مقصر بنا بوده و در ساخت داربست ناشیگری و بی احتیاطی کرده اما شما برای کمک به او 50درصد تقصیر را گردن بگیر یعنی( 50درصد بنا و 50 درصد کارفرما مقصر)همان جلسه اول دادگاه چک دیه اش را می نوشتم و تحویلش می دادم
مدتی از این ماجرا گذشت تو همین آمدن و رفتن ها بودم که در داخل حیاط اداره کار زیر پل شهر صنعتی شاهد مشاجره یک وکیل با ملوکی رییس اداره کار اراک بودم که به ایشان می گفت صدای صبط شده دارم کارشناسان شما روی پرونده ..... 10میلیون تومان گرفته اند
ماجرا را که برای یکی از دوستان که با اداره کار اراک در خصوص شکایت یک کارگر پرونده داشت در میان گذاشتم خندید و گفت علی آقا پس خبر نداری که در این اداره چه خبره! گفتم نه! چه خبره؟
پاسخ داد :در این اداره نحوه کارشان بدین شکل است که توضیح می دهم: اولا همشون یعنی رییس و کارشناس و کارمند و... دستشون با همه! ثانیا وقتی شکواییه کار و کارگری(سوانح کار یا اختلاف کارگر و کارفرما سر بیمه یا دستمزد و...) به دستشان می رسد جلسه ای برگزار می کنند و تو جلسه طوری وانمود می کنند که مقصر کارفرما هست چراکارفرما؟
چون معمولا کارفرما ها از کارگرها به مراتب وضع بهتری دارند
ضرب المثلی اراکی داریم در این رابطه که داستانی دارد که مربوط است به باغهای حسین اباد بغدادی اراک و گروهی باغ اسبارکن , و اولین بار این ضرب المثل را از زبان یک راننده تاکسی شنیدم که مرتبط با موضوع مقاله است که می گوید:
باغی که ندارد ماست و شیره بیل اسباره بهش فرو نمی ره
یعنی بیل کارگر اسبارکن زمانی و جایی فرو می رود که صاحب باغ سرکیسه را شل کند و از کارگر خوب پذیرایی کند و خوب هم پول بدهد
بعد از جلسه یکی شان(یکی از افراد شرکت کننده در جلسه) می آید نزد کارفرما و می گوید X میلیون محکوم می شوید اما ما می تونیم برایت رضایت بگیریم و بین 3 تا 10میلیون تومان بستگی به پرونده دارد اگر فوتی باشد که از 10 میلیون هم بالاتر می زند
وقتی طرف را تحدید به دیه کلان کردند و به اصطلاح او را ساختند و پرداختند و دیدند حق و بوقی در کار است و حق بوق را گرفتند! می روند سراغ کارگر و به کارگر می گویند : طرف خیلی سفته ممکنه وکیل بگیرد و به اصطلاح اراکی صنارSANNAR (صد دینار معادل ده شاهی واحد پول قدیم ایران) هم دستو نگیره ! بیا y میلیون از طرف بگیر و از شکایت صرفنظر کن و ادامه را خودتان حدس بزنید....
به عبارتی اداره کار اراک(زیر پل شهر صنعتی) تبدیل شده به یک بنگاه معاملات یا با قدیم مقایسه کنیم قمارخانه که "برنده واقعی در قمارخانه همیشه تلکه گیر است" تلکه گیرانی چون کارشناس بی... شارلاتان که بار خود را بست و از اداره کار اراک در رفت و به تهران رفت حالا چه به روز اداره کار تهران بیاورد خدا داند امیدوارم قضاوت نابحق نکرده باشم چون این مطالب شنیده ها بود
ادامه دارد...
بخش 2 :دیوانها
دوتا دیوان داریم:
1-دیوان عدالت اداری
2-دیوان عالی عدالت
که هر کدام از این دیوانها وظیفه مشخص و معینی دارد و اگرچه نام آنها نزدیک به هم هست اما دو واحد قضایی جدا از هم هستند
پرونده هایی که مربوط به ادارات دولتی است به دیوان عدالت اداری مربوط می شود و برای دادخواست و شکایت از عملکرد آن اداره به این دیوان شکایت کرد
پرونده هایی که مربوط به شکایت از سیستم دادگستری و عملکرد قضات و کارشناسان دادگستری هست به دیوان عالی عدالت مربوط می شود اگرچه برای شکایت از کارشناسان رسمی دادگستری می توان به کانون کارشناسان دادگستری نیز شکایت کرد
که البته این نوع شکایت کردن یعنی شکایت از کارشناس رسمی دادکستری نزد کانون کارشناسان دادگستری مثل شکایت کردن از بچه نزد پدر و مادرش است که جلو شما به بچه می توپند(توپ و تشر می روند) اما تو دلشان ذوق می کنند که بچه شان خلافکار و زرنگ هست یا زورش زیاد است و...
ناگفته نماند رسیدن پرونده های قضایی یک شهرستان به مرحله "دیوان عدالت اداری" و یا "دیوان عالی عدالت" حاکی از ناکارآمدی "سیستم اداری" یا "سیستم قضایی" آن شهرستان و یک نمره منفی برای سیستم اداری یا قضایی آن شهرستان است و می تواند به قیمت انتقال قاضی از دادگستری به مشاغل پست تر مثل قاضی زندان و ...و حتی برکناری دادستان یا مدیر آن اداره تمام شود !
ادامه دارد...
بخش 3 :ارایه دادخواست در دیوان عدالت اداری
رفتیم از کارشناس به سازمان بازرسی شکایت کنیم پاسخ دادند کارشناس اداره کار به ما مربوط نمی شود زیر مجموعه دادگستری هستند باید در کانون کارشناسان شکایت کنید
رفتیم کانونهای 1 واقع در انتهای خیابان هپکو و کانون کارشناسان رسمی 2 واقع در انتهای خیابان ملک شکایت کنیم هردو گفتند چنین کارشناسی جزو پرسنل ما نیست و این شخص کارمند معمولی اداره کار است و اصطلاحا بهشون می گویند کارشناس خبره اما این کارشناسها افرادی هستند که مار ا هم بردند زیر سوال و ما بهشون می گوییم کارشناس درپیتی و افرادی هستند که با رابطه نه ضابطه به عنوان کارشناس سوانح کار در اداره کار وجود دارند
و این بود که این نوع کارشناس احوالپرسی نداشت و خودسرانه هرطور که دلش می خواست قضاوت می کرد تا اینکه به صورت تلفنی شخصی از جایی ....(شاید هم طبق معمول امداد غیبی)به من اطلاع داد تنها جایی که میتوانید اقدام کنید دیوان عدالت اداری هست این بود که برای ارایه دادخواست به دیوان عدالت رفتم
مدارک لازم برای ارایه دادخواست در دیوان عدالت اداری عبارت بود از : کپی دادنامه(رای دادسرا) کپی گزارش سر تا پا دروغ کارشناس درپیتی اداره کار زیر پل شهر صنعتی(آرش ر...) استشهادیه محلی مبنی بر اثبات گزارش دروغ کارشناس که کاربنایی کنتراتی سیمانکاری را برده بود تو قالب و فرمت شرکت پرسکاری و چند نفر کارگر و چند میلیون حقوق و..
پس از ورود به دفتر نمایندگی دیوان به عریضه نویس طبقه همکف معرفی و دادخواست تایپی با پرداخت 20000تومان تهیه شد و موقع تحویل به مسئول مربوطه گفت کپی گزارشهای اداره کار باید برابر اصل شود این بود که به اداره کار نزد مدیر مربوطه آقای ملوکی رفتم و ماجرای گزارش خلاف واقع و دادخواست دیوان را گوشزد کردم و درخواست برابر اصل کردم از امضا خودداری کرد و گفت کارشناس ر... باید امضا کند از او پرسیدم مگر شما گزارش او را تایید و امضا نکردید خلاصه در نهایت گزارش خودش را امضا کرد و برابر اصل شد فقط گزارش کارشناس ماند
صبح روز بعد که رفتم اداره کار و شاهد بازدید مدیر اداره کل کار و امور اجتماعی استان مرکزی (آقای آبایی) از اداره کار زیر پل شهرصنعتی بودم به نظرم آمد مدیر کل هم بیشتر به میز و صندلی اداره بها می دهد تا کیفیت کار اداره (چند تایی صندلی برای اداره خریده بودند و او راجع به ظاهر اداره نظر می داد تا اینکه مدیر کل به حیاط اداره آمد و ملوکی مدیر اداره زیر پل هم به اصطلاح اراکی موس موس کنان(moos moss)(با حالت چاپلوسی کردن و بله قربان گفتن) به دنبالش من هم تو این فکر بودم موضوع را با مدیر کل مطرح کنم یا نه که صلاح ندیدم
اندکی بعد شاهد مشاجره یک وکیل با ملوکی (مدیر اداره زیر پل )بودم که می گفت صدای ضبط شده دارم که پرسنل شما ده میلیون تومان رشوه گرفته اند تا پرونده را به ضرر موکل من تغییر دهند اینجا بود که متوجه خلافکاری عمده بعضی از پرسنل اداره کار زیر پل شهرصنعتی اراک در خصوص پرونده های سوانح کار شدم
ادامه دارد...
بخش 4 :شرح یک پرونده شکایت از تعاونی مسکن یکی از مراکز درمانی
این پرونده به نقل از یکی از همکاران بیان شد و دلیل عدم موفقیت ایشان در این پرونده:
1-کارکشته بودن(زبان بازبودن) مدیرعامل تعاونی مسکن آن مرکز درمانی در مسایل حقوقی
2-ارایه دادخواست با عنوان اشتباهی
شرح ماجرا برای عبرت آموزی:
همکارمان ....می گفت همسر من در یکی از مراکز درمانی اراک مشغول به کار است و سال 1386ایشان و 70 نفر دیگر مبلغ 10میلیون تومان یعنی جمعا700میلیون تومان به حساب تعاونی مسکن مرکز درمانی...ریختند و اما نه تنها خبری از مسکن نشد بلکه هنوزهم موفق به پس گرفتن وجه واریزی نشده اند چرا؟ داستان بدین شرح است:
پول واریزی طی چهار نوبت در سال 1386پرداخت شد6+2+1+1=10م از برج 2/1386تا آخر1386
زمین خریداری شد به مبلغ 350میلیون تومان بلوار کرهرود و زمین گود برداری شد
بعد از چهار سال تعاونی اطلاع داده که نمی تواند به تعهد عمل کند و زمین را می فروشیم و وجه دریافتی را پس می دهیم
خریدار زمین را 1.250.000تومان می خرد(حدود سه چهار برابر قیمت اولیه) و حدود 900میلیون انرا نقد می دهد و دوفقره چک180میلیونی آنرا به تاریخ سه ماه بعد یعنی بعد از گرفتن جواز توسط تعاونی و تحویل جواز ساخت می دهد
اما تعاونی به دلایل نامعلومی موفق به اخذ جواز در تاریخ مشخص شده نمی شود و موعد چکها می رسد نتیجتا چک ورقه می خورد و تعاونی از خریدار بابت چک بی محل و شکایت می کندو خریدار زمین هم به دادگاه پاسخ می دهد تعاونی به تعهد خود (اخذ جواز سه ماهه) عمل نکرده و خسارت میلیاردی متوجه من شده است! نتیجتا دادگاه رای را به نفع خریدار صادر می گردد و به اصطلاح اراکی دو عدد چک180میلیونی نزد تعاونی باد می کند(یعنی تبدیل می شود به دو برگ کاغذ ) از آنطرف تعدادی از افراد مرکز درمانی از تعاونی شکایت می کنند و عده ای کامل و عده ای نصف و نیمه و تعدادی سرشان بی کلاه می ماند و معلوم نمی شود 900میلیونی که تعاونی گرفته و می توانسته با آن تمام و کمال پول اعضا را بدهد چی شد(احتمالا هاپلی هاپو شده است)و هنوزم که هنوزه موفق به پس گرفتن پول خود پس از 12سال نشده اند(10میلیون12سال پیش چقدر ارزش داشت و الآن چقدر ارزش دارد)
نتیجتا یکی از افرادی که سرش بی کلاه مانده همان همسر همکار ما بوده است که در ابتدا با چند نفر دیگر وکیل می گیرند و آقا وکیله یک 7-8تومانی پیادشون می کنه و دادخواستی تحت عنوان "سوء استفاده از اموال عموم" بر علیه مدیرعامل تعاونی مسکن مرکز درمانی می دهد و مدیرعامل تعاونی آن مرکز درمانی با بازی با کلمات بطور ماهرانه ای قصر در می رود (در جلسه دادگاه پیروز می شود)و داد خواست بی نتیجه می ماند دادگاه پاسخ می دهد شما می بایست از تعاونی مسکن آن مرکز درمانی شکایت کنید نه از شخص مدیرعامل! و بدین سان تبرعه می شود
در ادامه همکار ما همین اواخر راسا با پرداخت 160000تومان به دفتر خدمات الکترونیک قضایی اقدام می کند و دادخواستی تحت عنوان "مطالبه وجه از تعاونی مسکن ...." می دهد اما این بار نیز رای به نفع مدیر عامل تعاونی صادر و تبرعه می شود با تعهد اینکه چکهای خریدار وصول شد باید پول اعضا را بدهد
در نهایت معلوم شد افرادی که از مدیرعامل تعاونی مسکن آن مرکز درمانی دادخواستی تحت عنوان"خیانت در امانت" ارایه داده بودند به پولشان رسیده اند و همکار ما و چند نفر دیگر به دلیل ارایه داد خواست اشتباهی نتیجه ای نگرفته اند
همانطور که قبلا هم اشاره شد "عنوان دادخواست" مهمترین بخش ارایه داد خواست است و نقش اساسی در موفقیت در مراکز قضایی دارد
ادامه دارد...ادامه در سال1399 انشاالله
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۸ساعت 9:15  نویسنده علی حلوایی